محل تبلیغات شما

با توجه به استقبال شما خوانندگان از مطالب درج شده با عنوان "اعتراف صمیمانه سوتی ها" و اعترافات شما خوانندگان در بخش نظرات کاربران، تصمیم گرفتیم گزیده ای از مطالب ارسالی شما در بخش نظرات را با نام ارسال کننده در این مطلب درج کنیم

مانیا :

من خودم 4 روز بود نامزد کرده بودم خونه خواهر شوهرم بودم تا رفتم و اتاق همسری اومد دنبالم درو بست بغلم کرد از پشت میخاست بغلم کنه هر چی بهش میگفتم در در ولم نمیکرد تا هلش دادم آخه درو صاف نبسته بود پشت سرش باز شده بود همه مهمونا که تو پذیرایی بودن داشتن نگامون میکردن

ادامه مطلب


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
مسافر حرم نکات کوتاه و مفید پزشکی کالا فروش مدرسه علوم daryaft کاغذ کاهی دانلود رایگان فیلم ماموریت غیر ممکن ۵ دوبله فارسی یادداشت های یک انسان زندگی سالم ❤ آسمانی ها ❤